خرید بک لینک
مشتری به میوه فروش که تالاپ تالاپ به هندوانه می کوبید گفت:"مطمنی دیگه که سرخ و شیرینه؟" میوه فروش جواب داد : آرررره تضمین می کنم که عالیه ... از کنارشون رد شدم ، به این فکر کردم که کار میوه فروش اشتباه بود که برای چیزی تضمین می کرد که می تونست منجر به برچسب فریبکاری اش بشه یا کار مشتری که دوست داشت فریب بخوره و برای چیزی که تضمینی درش وجود نداشت اطمینان می خواست ... زندگی همه ما پر از همین هندوانه های قاچ نخورده است ، هیچ تضمینی وجود نداره که انتخاب هامون تو سرخ از آب در بیان حتی اگر تالاپ تالاپ صدا بدن، اما اگر به هیچ هندوانه ای اعتماد نکنیم هرگز نمی فهمیم هندوانه سرخ چه طعمی داره... راهی که دوست دارید تو زندگی برید ... هیچ تضمینی برای تو سرخ در اومدن راههایی که عقلانیت تضمین شون می کنه وجود نداره

برچسب: نویسنده: آرشان قنبری‌پور تاريخ: سه شنبه 31 خرداد 1401 ساعت: 7:14

اگر یازمی گشتم به آن نقطه ازلی حدوث حضور ایجاد این بار  می خواستم پرنده ای باشم آویخته در باد بی سرزمین بی آشیانه بی توشه نه چشم انتظار مهری نه امیدوار وصالی نه دلبسته کنجی کناری ساحلی هرسال دیدارم تنها با تک درخت دشتی بود بی مرز کهنسال و تنومند که آوای مرا در سایه خود هضم می کرد و او به انتظارم می نشست و من تا ابد انتظار را  نمی دانستم

برچسب: نویسنده: آرشان قنبری‌پور تاريخ: سه شنبه 31 خرداد 1401 ساعت: 7:14

صفحه بندی